أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

291

قانون ( فارسى )

دوقلو يا چند قلو دوقلو بودن جنين در زهدان چند سبب احتمالى دارد كه از اين قرارند : 1 - جمع شدن تخم بارآور در زهدان در حدّى بسيار زياد باشد طورى كه از زهدان معتاد لبريز شود و آن زهدان ديگر را نيز پر كند ؛ مقصود همان لايهء دومى طبقهء آسترى غشا است كه گفتيم دو زهدان دارد و هر دو زهدان يك گلو دارند ، بنابراين در هريك از اين دو زهدان جنينى تكوين مىيابد كه راه خروجشان يكى است . 2 - ممكن است جاى دفع و حالت دفع تخم در نرينه و مادينه با اختلافى روبرو شوند ، مثلا : گفتيم زهدان براى پذيرايى از تخم نرينه به حركت مىافتد كه هرچه زودتر اين نعمت خدا داده را بربايد ؛ وقتى كه به آرزوى خود مىرسد ، جرعه جرعه تخم نرينه را مىبلعد و به كسى مىماند كه لقمه‌اى را به دنبال لقمه‌اى قورت مىدهد . يا شبيه ماهى كه نفس مىكشد و در ميان نفس اوّل تا دوم حركت و توقفى دارد ، مىباشد ؛ اين توقف و حركت زهدان تنها از شتابزدگى در بلعيدن تخم نرينه نيست ، بلكه زهدان در حالتى كه تخم نرينه را درمىيابد ، خودش نيز در هر حركت سهميّهء دريافتى خود را از تخم نرينه به ته زهدان مىريزد . پس دو سبب باهم جمعند ، يكى حركت براى بلعيدن تخم نرينه و ديگرى حركت پرت كردن تخم آب كه ويژهء زهدان و متعلق به مادينه است . اين عمل براى جمع شدن و درهم آميختن هر دو تخماب لازم و ضرورى است . - اين لقمه لقمه بلعيدن و جرعه جرعه نوشيدن چرا ؟ چرا تخم نرينه را يكباره سر نمىكشد و نمىبلعد ؟ - سبب اين است كه ذكر نيز در عمل ريزش تخم دخالت دارد و انزال منى هم منقطع است ، پس زهدان ناچار است هرچندى را كه در يك بار از ذكر بيرون مىجهد دريابد و منتظر بقيه بماند . در اثناى اين حركات نوعى لرزش كه به پريدن اندام مىماند از ذكر و زهدان روى مىدهد كه بعد از هر حالتى از اين چندش و پرش آرامش روىآور است . اين حالت چندش يا پرش در هربار فرو ريختن تخم به زهدان از دفعهء اوّل كمتر و كم توانتر است . ممكن است نوبتهاى ريزش تخم از ذكر تا تمام مىشود بيشتر از سه يا چهار بار باشد و تا اين پرت كردنهاى نوبتى از طرف ذكر بيشتر باشد ، زن بيشتر لذت مىبيند . زن از حركت و ريزش تخم نرينه به زهدان ، از حركت تخماب خودش - كه به استقبال مهمان مىرود - و از حركت تخم نرينه درحالىكه به داخل و ته زهدان در آمده است لذت مىبيند . نبايد حرف كسانى را باور كرد كه مىگويند : زن تنها وقتى از جماع لذت بيند كه تخم نرينه به زهدان مىريزد و همين‌كه فرو ريخت لذت نمىماند . مثل اين است كه بگويند : زن از جوشش و ريزش تخماب خود لذت نمىبيند و مثل اين است كه بگويند هرگاه تخم نرينه به زهدان ريزش كرد امّا حركاتى از زهدان رخ نداد و از مهمانش آرامش كافى نيافت ، بسيار كم لذت مىبيند . و گويند در چنين حالتى كه هنوز تخم نرينه به زهدان نريخته است و به سوى خارج حركت نكرده است مرد هم مانند زن از لذت بسيار كمى برخوردار است و لذت در اين است كه ذكر به خارش مىافتد و شخص احساس نوعى غلغلك مىكند كه از اثر بيرون شدن مادهء ودى پيدا مىشود كه اين لذت